خراسان رضوی
 

زندگینامه شهید برونسی

شهید والا تبار عبد الحسین برونسی در سال 1321 در روستای گلبوی کدکن تربت حیدریه چشم به جهان گشود . تا هنگام ازدواج و پس از آن به شغلهای ساده ای نظیر کشاورزی ، کار در مغازه لبنیات فروشی و سبزی فروشی و نهایتا به بنایی پرداخت .سال 1352 پس از آشنایی با یکی از روحانیون مبارز با درسهای آیت الله خامنه ای آشنا شده و از آن پس دل در گرو جهاد و انقلاب نهاد . فعالیت او در اندک مدتی چنان بالا گرفت که ساواک بارها و بارها خانه اش را مورد هجوم و بازرسی قرار داد . آخرین بار در مراسم چهلم شهدای یزد دستگیر و به سختی شکنجه شد ، از جمله ساواکیها تمام دندانهایش را شکستند . کمی بعد به قید ضمانت آزاد شد و دوباره به فعالیت پرداخت و در نقش رابط مقام معظم رهبری که به ایرانشهر تبعید شده بودند ایفای وظیفه کرد . پس از پیروزی انقلاب به صورت افتخاری به سپاه پاسداران پیوست . با آغاز درگیری های کردستان به پاوه رفت و با شروع جنگ تحمیلی در شمار نخستین کسانی بود که خود را به جبهه های نبرد رساند . او در عملیات فتح المبین به عنوان فرمانده گردان خط شکن مرکز فرماندهی عراقیها را واقع در تپه 124/1 نابود ساخته و خود از ناحیه کمر مجروح شد . جراحت نمی توانست شهید برونسی را از پا بیندازد . او در عملیات بیت المقدس به عنوان فرمانده گردان خط شکن حر و در عملیاتهای رمضان ، مسلم ابن عقیل ، والفجر مقدماتی ، والفجر یک به عنوان فرمانده گردان خط شکن عبد الله رزمید و حماسه آفرید و نامش در آزمون جنگ و جهاد شهره شد . او باز هم مجروح شده بود و هر چند از ناحیه دست، گردن و شکم جراحات سختی را بر تن داشت اما روحیه عظیم و پرشکوه او مانع از باقی ماندن وی در پشت جبهه می شد . با شروع عملیاتهای والفجر 3 و 4 به عنوان معاونت تیپ 18 جواد الائمه (ع) در تمامی مراحل آنها شرکت داشته و گردانهای خط شکن را رهبری می کرد و در عملیاتهای خیبر ، میمک و بدر به عنوان فرمانده تیپ 18 جواد الائمه (ع) آنچنان حماسه بزرگی آفرید که نامش لرزه بر وجود کاخ نشینان بغدادافکند . او با دلاوری غیر قابل وصفی در چهار راه جاده خندق به پاتک دشمن پاسخ داد و به فرمان حضرت امام (ره) لبیک گفت تا اینکه در ساعت 11 صبح روز 23/12/63 با اصابت ترکش خمپاره به بدن مطهرش ، مرثیه سرخ معراج را نجوا کرد و به مقام قرب الهی نائل آمد. پیکر پاک آن شهید عزیز در کربلای بدر باقی ماند و امت شهید پرور خراسان ، روح ملکوتی او را در تاریخ 9/2/64 طی مراسم با شکوهی تشییع کردند. شهید برونسی قبل از شهادت در فرازی از وصیت نامه خود گفته است: اگر هزاران بار گشته شوم در راه ابوالفضل (ع)، حسین (ع) و مهدی (عج) و ابوالحسن (ع) باز هم کم است ، این جان ناقابل پدر شما قابلیت راه آنها را ندارد . 
شمه ای از زندگی شهید برونسی از زبان دوستان
در منزلی که در ایرانشهر گرفته بودیم، سه چهار تا پنجره داشتیم یعنی هر اتاقی یک پنجره به کوچه داشت. از کوچه اولاً سر و صدا می آمد و ثانیاً وقتی میهمان داشتیم و حرف می زدیم مأموران شهربانی می آمدند پشت پنجره می ایستادند و حرفهایمان را گوش می دادند.
شهید برونسی و همراهان آمده بودند ایرانشهر، گفتیم بروید این پنجره ها را ببندید، گفتند: همین الآن. رفتند آجر و گچ گرفتند و به فاصله کوتاهی پنجره ها را بستند، طوری که از طرف کوچه پنجره بود اما از طرف خانه دیوار آجری.(مقام معظم رهبری)

جواد را فراموش نکن!
مرحوم آیها... حاج میرزا جوادآقا تهرانی که از علمای بزرگ مشهد بودند، جبهه زیاد تشریف می بردند و علاقه زیادی به رزمنده ها داشتند. یک شب آقا برای سخنرانی به تیپ امام جواد(ع) تشریف آوردند. موقع نماز که شد، قبول نکردند جلو بایستند. هر چه اصرار کردیم که دلمان می خواهد یک نماز به امامت شما بخوانیم، قبول نکردند.
شهید برونسی رفت جلو و گفت: حاج آقا لطفاً بروید جلو بایستید.
میرزا جواد آقا گفتند: شما دستور می دهید؟
شهید برونسی گفت: من کوچکتر از آنم که به شما دستور بدهم، خواهش می کنم.میرزا جوادآقا گفت: خواهش شما را نمی پذیرم!
بچه ها شروع کردند التماس کردن به آقای برونسی که بگو دستور می دهم.
آقای برونسی با خنده گفت: حاج آقا دستور می دهم شما جلو بایستید همین طوری با لبخند دستور می دهم.
حاج میرزا جوادآقا فرمود: چشم فرمانده عزیزم!
بعد از نماز ایشان آمدند سراغ شهید برونسی. حالت محزون و متواضعی داشتند و اشک از چشمان این پیرمرد زاهد سرازیر بود. به شهید برونسی گفتند: دوستم عبدالحسین! از من فراموش نکنی. از جواد فراموش نکنی!
شهید برونسی ایشان را در آغوش گرفت و گفت: حاج آقا شما کجا و ما کجا، شما ما را فراموش نکنید!میرزا جوادآقا گفتند: این تعارفات را بگذار کنار، فقط من این خواهش را دارم که از جواد یادت نرود!
سرهنگ پاسدار سیدکاظم حسینی فر- همرزم شهید
٭٭٭
پیشانی بند
شور و شوق عملیات همه جا را پر کرده بود. هرکس خودش را به نوعی آماده می کرد. شهید برونسی مدت زیادی در میان پیشانی بندها دنبال پیشانی بند مخصوص خود می گشت.
وقتی پیشانی بند سبزش را بست، به سرش اشاره کرد و گفت: با این یازهرا(س) حتماً حضرت کمک می کند.
گفتم: اگر نباشد هم کمک می کند.نگاه معنی داری کرد و گفت: نه، باید همه چیز با هم هماهنگ باشد ظاهر و باطن.
سرهنگ پاسدار سیدکاظم حسینی فر
٭٭٭
هر وقت از جبهه می آمد چند روزی را که در مشهد بود روزه می گرفت.
می گفتم: حاج آقا بچه ها دوست دارند وقتی اینجا هستید با شما ناهار بخورند، می آمد می نشست پای سفره با دهان روزه به بچه ها غذا می داد و برایشان لقمه می گرفت.
همسر شهید
٭٭٭
یک روز به ایشان گفتم: همسایه ها می گویند آقای برونسی از زن و بچه هایش سیر شده و همیشه جبهه است.
خنده ای کرد و گفت: من باید بیایم به آنها بگویم من زن و بچه ام را دوست دارم، اما جبهه واجب تر است. زن و بچه من این جا در امانند اما مردمی که آنجا خانه هایشان همه ویران و خراب شده در امان نیستند.
همسر شهید
٭٭٭
یکی از دوستانم تعریف می کرد و می گفت: یک روز تمام دانش آموزان را جمع کردند و کلاسها تعطیل شد گفته بودند یک فرمانده تیپ قرار است بیاید برایتان سخنرانی کند.
من دم در مدرسه منتظر ایستادم تا فرمانده تیپ بیاید. به من گفتند اسمش برونسی است.
من منتظر یک ماشین آنچنانی با چند همراه و محافظ بودم که یک دفعه یک مردی با موتور گازی سبز رنگی روبروی در مدرسه ایستاد و می خواست برود داخل.
من جلویش را گرفتم و گفتم کجا، مراسم سخنرانی است و فرمانده تیپ می خواهد سخنرانی کند.
ایشان مکثی کرد و گفت: من برونسی هستم.
٭٭٭
پشت خاکریز روی زانو ایستاده بود و دشمن را می نگریست. بیسیم چی صدا زد: دیگر کسی نمانده باید برگردیم.
شهید برونسی پاسخ نداد.
نزدیکتر آمد، نیمی از بدن سردار را ترکش برده بود، برونسی شهید شده بود اما هنوز ایستاده بود.
فرازی از وصیت‌نامه‌
... شما ای زن‌، چون‌ زینب‌ کبری (سلام‌الله علیها) فرزندانم‌ را هم‌ پدریکن‌ و هم‌ مادری، مادری که‌ اسلام‌ میگوید. برای چندمین‌ بار باز هم‌میگویم‌؛ هر کس‌ آمد و گفت‌: فرزند بی بابا نمیخواهم‌ باید توی دهنش‌بزنید. همسر عزیزم‌ شهفت‌ فرزند دارید، باید آنها را آنچنان‌ با اسلام‌ آشناکنید که‌ روز قیامت‌ هم‌ به‌ درد خودت‌ بخورند و هم‌ به‌ درد من‌، در راه‌ امام‌خمینی که‌ همان‌ راه‌ قرآن‌ و راه‌ امام‌ حسین‌ است‌ بروند تا سر حدشهادت‌. از همه‌ شما میخواهم‌ که‌ هر موقع‌ پسرانم‌ را داماد کردید، یک‌دختر مؤمن‌ بگیرید، فاطمه‌ و زهرا را هم‌ یک‌ شوهر مؤمن‌ برایشان‌ انتخاب‌کنید، برای داماد و عروس‌ کردن‌ فرزندانم‌ پی مال‌ دنیا نروید، فقط‌ ببینید که‌ ازهمه‌ بهتر خدا را میشناسد، ملاک‌ خدا باشد. در هر کار اگر انسان‌ خدا را درنظر بگیرد انحراف‌ ایجاد نمیشود

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 16:8  توسط آتیه علیپور فائزه غلامی بهار  | 

شهید علی اکبر عبدی 3

 

آرزو داشت شهید شود. می گفت در راه خدا باید جهاد کرد. می گفت من سرم را برای وطنم می دهم. وقتی برگشت سرنداشت.

شهید علی اکبر عبدی

نام پدر: ابراهیم| تاریخ تولد : 1328| محل تولد : تربت جام- رونج| شغل : پاسدار | یگان اعزام کننده: سپاه–فرمانده گردان | تاریخ شهادت: 25/10/66| نحوه ی شهادت: در اثر ترکش خمپاره- دو بار هم مجروح شده اند. |محل شهادت: ماووت عراق- در عملیات بیت المقدس 2 | گلزار: روستای رونج(تربت جام)| متاهل و دارای فرزند.

بخشی از وصیت نامه شهید: خداوندا! شهادت در راه خودت را روزی من قرار بده. خداوندا! در این زمان که همچون زمان اباعبدا... الحسین علیه السلام اسلام احتیاج به کمک و یاری دارد من به عنوان یک فرد مسلمان آمدم به جبهه تا در راهی که رضای توست جهاد نمایم. خداوندا! تو خود شاهد باش که من به خاطر مادیات و یا چیز دیگری به جبهه نیامدم. شاهد باش که من فقط به خاطر رضای تو و جهاد در راه دین مبین اسلام به جبهه آمدم. خداوندا! گام هایم را استوار گردان تا بهتر بتوانم در میدان نبرد حق و باطل بجنگم و اسلام عزیز ا یاری نمایم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 16:5  توسط آتیه علیپور فائزه غلامی بهار  | 

 

 

 ** غذا درست می کردم. گفت: "مادر چرا پنجره ی آشپزخانه را  نمی بندید؟ بوی قرمه سبزی همه ی کوچه را گرفته. فکر نمی کنید که یک آدم گرسنه از اینجا رد شود؟"

** خواب دیدم یک زمین بزرگی است؛ یک بیابان. محمد ابراهیم بلند شد. گفتم: محمدجان! تو اینجایی؟!! ما دنیا را دنبال تو گشته ایم. گفت: مادرجان! اینجا کربلا است.

** رفت مزار شهید. گفت حمد و سوره می خوانم ولی نمی دانم خودتی یا نه. چند قدم که دور شد صدای محمد ابراهیم را شنید: "خاله من اینجایم".

 شهیدمحمد ابراهیم خرمی

نام پدر: محمد حسن | تاریخ تولد : 18/4/ 1345| محل تولد : تربت جام| وضعیت تأهل: مجرد | شغل: محصل| نوع عضویت : بسیجی- آر.پی.جی زن| تاریخ شهادت(مفقودیت) : 24/2/62 | نحوه ی شهادت : اصابت ترکش به بدن| تاریخ شناسایی: 23/3/71 | محل شهادت : فکه- عملیات والفجر مقدماتی| گلزار : بهشت نبی (ص).

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 16:4  توسط آتیه علیپور فائزه غلامی بهار  | 

جاذبه های تاریخی

احمد-جامي

 

تربت جام : با ختر تپه، تپه شور قلعه، تپه صدرآباد، تپه جهانگیرآباد، تپه طلایی، تپه قشه توت، دهکده تاریخی سمنگان، کاروانسرای سمنگان، کاروانسرای تاریخی جام،‌مقبره میر غیاث الدین در دهکده بزد ، مقبره شیخ احمد جامی که در این مجموعه بناهای مهمی چون آب انبار، گنبد خانه، گنبد سفید، قبر میر یحیی، مدرسه علمیه، مدرسه و گنبد فیروزشاهی، مسجد زمستانی و تابستانی، مسجد جامع و موزه قرآن وجود دارد، مسجد خواجه عزیز، موزه مردم شناسی،‌مجموعه مزار و موزه شیخ احمد جام.

 

 

 

ميل-کرات

 

 

تایباد : آب انبار روستای آبقه، روستای کرات، زیارتگاه آبقه، حمام قدیمی آبقه، قلعه آبقه، قلعه کهنه نادری، مزار حاج محمد چنار، محوطه تاریخی آسیاباد، مقبره شیخ ابواسحاق آبقه، موزه مردم شناسی.

 

 

 

 

 

منار-خسروگرد

 

سبزوار : آرامگاه شاهزاده و شعیب، آرامگاه پیرمراد بنایی، آرامگاه خضر معروف به خواجه خضر پیر، آرامگاه پیر استر، آرامگاه حاج ملا هادی سبزواری، آرامگاه نمادین مولانا حسین کاشفی، ارگ سبزوار، امام زاده هفت معصوم، امام زاده بی بی علیه خاتون، بقعه بیلدار باشی، بقعه سید ناصر بن محم ، کاروانسرای پامنار، کروانسرای حاجی محمد زمان، منار خسرو گرد، موزه مردم شناسی، موزه سیمای طبیعی.

 

 

 

 

بابا-لقمان

 

 

سرخس : مقبره بابا لقمان سرخسی، روستای تاریخی ماهی، روستای تاریخی شرف، قدمگاه ابوالفضل، قلعه کهن مزدوران، کاروانسرای شرف، مزار هجده پیر، مقبره محمد ابن جعفر  مقبره ابوعلی طاهر

 

 

 

 

فردوس : آب انبار کوشک، امام زاده سلطان محمد و ابراهیم، باغ فردوس، حمام کوشک، شهر تاریخی تون، قلعه حسن آباد، قنات بلد ، کوه قلعه، مسجد جامع تون ، مسجد کوشک ، مدرسه علمیه علیا

 

قوچان : آرامگاه آقانجفی قوچانی، امام زاده سلطان ابراهیم،‌موزه مردم شناسی.

مدرس

 

 

کاشمر : برج علی آباد، مناره فیروز آباد، قلعه آتشگاه، آرامگاه شهید مدرس، امام زاده سید حمزه، امام زاده سید مرتضی، آسیاب ها و آثار موجود در دامنه کمر باغ دشت، تپه باستانی کندر، قلعه دختر و پسر در ریوش و کوه سرخ، موزه سیمای طبیعی.

 

 

 

 

فردوسي

 

مشهد : آرامگاه امیر غیاث الدین ملک شاه، قلعه حاجی تراب، آرامگاه فردوسی،آرامگاه شیخ طبرسی، بقعه شیخ حر عاملی، پارک ملت، باغ ملت، پارک ملت، مقبره شیخ بهایی، مدرسه بهزادیه، مدرسه عباسقلی خان، مدرسه سلیمان خان، آرامگاه امیر ارسلان جاذب، آرامگاه نادر، مقبره پیر پالان دوز ، گنبد تاریخی خشتی، آرامگاه کلنل پسیان، حرم مطهر امام رضا (ع)، موزه نادری، موزه تاریخ طبیعی خراسان، موزه علوم و تاریخ طبیعی، موزه آب، موزه توس.

 

 

 

 

بي-بي-شطيطه

 

نیشابور : آتشکده نیشابور، بقایای شهر کهن، تپه های شادیاخ، تپه تربا باد، حفاری های شادیاخ، مزار مهروا یا مزار شه میر، محوطه باستانی خسروآباد، دژ باستانی بازه چنار، بنای گنبد کلیدر، مقبره کرد و خان، قلعه دختر دهنه ی حیدری، قلعه دمیرخان، برج آسیاب ،سردابه ماروسک بازار سرپوشیده و تاریخی نیشابور، آب انبار، مدرسه گلشن حوزه علمیه، امام زادگان محمد محروق و ابراهیم، مقبره فضل بن شاذان، مقبره بانو بی بی شطیطه، امام زاده غریب، آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری، آرامگاه کمال الملک، آرامگاه یغمای نیشابوری

 

 منبع:http://www.iran.ir/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 23:16  توسط آتیه علیپور فائزه غلامی بهار  | 

 

تربت جام : آبشار رونج، باغ کشمیر، رود جام، رود هریرود، درخت پسته قدیمی

 

تایباد : طبیعت روستای پشته، طبیعت روستای آبقه، طبیعت روستای سوران، طبیعت روستای کردیان، طبیعت روستای ارخود، طبیعت روستای کرات، منطقه گردشگری پلبند

سبزوار : حیات وحش شیراحمد

درياچه-بزنگان
 
 

سرخس : رودخانه تجن، دریاچه بزنگان، ‌چشمه آسیای بزنگان، غار مزدوران، غار بزنگان

 
 
 
 
 
 
 

فردوس : آبگرم معدنی فردوس، طبیعت روستای باغستان علیا، طبیعت شهر اسلامیه

 

دره-شمخال

 

قوچان : آب گرم شهر کهنه، دره شمخال، طبیعت روستای تبارک آباد، مناظر طبیعی آبشار و دره سراب

 
 
 
 
 
 
 
 
يخچال-بند-قرا
 
 

کاشمر : آبشار باغ دشت، آب گرم کریز، غار آتشگاه، غار سیر، طبیعت جاده کاشمر به کوه سرخ یا تنگل سنگ نصوح، یخدان طبیعی بندقرا

 
 
 
 
 
 
 
 
جاغرق
 
 

مشهد : طبیعت روستای کوهپایه ای گنگ، طبیعت روستای جاغرق، رودخانه و سد کارده، باغ ها و چشمه سارهای شاندیز، طبیعت روستای عنبران، پارک جنگلی وکیل آباد، طبیعت روستای ابرده پایین و ابرده بالا، طبیعت روستای خادر، رودخانه های خادر، ارچنگ و سرآسیاب، طبیعت روستای زشک، منطقه ییلاقی طرقبه منظر طبیعی بند گلستان، غار زری، طبیعت روستای گلستان بوستان طبیعی هفت حوض، غار هندل آباد یا هند و آب، غار مغان

 
 
 
 
 
بوژان
 
 

نیشابور : طبیعت ییلاق های برفریز، دربهشت، بوژان، خرو، درود، دیزباد، قدمگاه، گرینه، بار، غار ابراهیم ادهم، چشمه علی، دامنه کوه های بینالود و شیرباد، معدن فیروزه نیشابور

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 23:15  توسط آتیه علیپور فائزه غلامی بهار  | 

انواع مهر و تسبیح، انگشتر و زیورآلات، بافته های مربوط به نشانه ها و پرچم های مذهبی، پیکره های سنگی، چاروق، سنگ فیروزه، سجاده و جانمازی، کارهای دستی سرامیکی و نی بافی، کارهای چوبی و فلزی، گیوه، نقاشی بر روی چرم، محصولات ابریشمی

 چاروق

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 23:15  توسط آتیه علیپور فائزه غلامی بهار  | 

انواع ادویه ها، زرشک، زعفران، زیره، خربزه، خشکبار مثل برگه هلو، زردآلو، سیب و انواع آلوهای خشک، قیسی، کشمش

 

زعفران

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 23:14  توسط آتیه علیپور فائزه غلامی بهار  | 

با توجه به پیشینه تاریخی خراسان می توان گفت این منطقه جزو مراکز پراهمیت و بزرگ جمعیتی ایران محسوب می شود. با نگاهی به تاریخ این سرزمین پهناور و قرار گرفتن شهرهای مهمی چون مرو، سمرقند، بخارا،  هرات، بلخ و بامیان در محل و همچنین هجوم اقوامی چون مغول ها،  تیموری ها، ازبک ها و تاتارها همواره جمعیت آن دستخوش تحولات زیادی می شده و از این رو باعث شده که این منطقه محل زندگی اقوام مختلفی از نژادها و قومیت ها البته با فرهنگ ایرانی شود. به دلیل وجود اقوام مختلف، تنوع زبان در این استان وجود دارد به طوری که در قسمت وسیعی از شمال این منطقه محل سکونت ترک ها، کردها و ترکمن ها به ترتیب با گویش  ترکی، کردی و ترکمنی است. در بخش شرق و جنوب خراسان نیز بلوچ ها  ساکن هستند. طوایف و گروه های دیگر در ترکیب جمعیتی استان خراسان وجود دارد که عبارتند از: عرب ها در جنوب خراسان، اسماعیلیان در حوالی بیرجند و نیشابور، بختیاری ها در نوخندان، درگز، هزاره ها در شمال و شرق خراسان، تاجیک ها در شرق خراسان و مشهد،  حیدری ها در تربت حیدریه .

خراسانی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 23:12  توسط آتیه علیپور فائزه غلامی بهار  | 

استان خراسان رضوی قسمت کوچکی از خراسان تاریخی است. سرزمینی که در گذشته بخش گسترده ای را دربر می گرفت و قلمرویی یکپارچه داشت. اما امروزه خراسان بزرگ به سه استان شمالی، رضوی و جنوبی تقسیم شده است. 
باستان شناسان معتقدند، پیشینه استان خراسان به حدود ۸۰۰ هزار سال قبل می رسد یعنی به زمان پیش از ورود آریایی ها به  فلات ایران. به اعتقاد آنان ساکنین اولیه این منطقه را اقوامی از آسیایی ها تشکیل می داد. این اقوام بومی آسیایی با وجود مقاومت های فراوان در برابر «پارتیان» که شاخه ای از آریایی های مهاجر بودند نتوانستند در مقابل قدرت منسجم آنان پایداری كنند و در نهايت شکست خوردند. 
بعد از مهاجرت آریایی ها به سرزمین ایران، «پارتیان» در شمال و «ساگارتی ها» در جنوب خراسان سکنی گزیدند. این سرزمین در قرن ششم پیش از میلاد تحت تصرف هخامنشیان قرار گرفت اما پس از حمله اسکندر مقدونی به ایران و سقوط امپراتوری هخامنشیان، دولت سلوکی وابسته به حکومت یونانیان در ایران زمین و خراسان بر روی کار آمد. اما طولی نکشید که قبایل پارتی با یکدیگر متحد شده و بر علیه سلوکیان قیام کردند. با انقراض سلسله ی سلوکیان در ایران و پیروزی پارتیان سلسه اشکانیان بوجود آمد. سرزمین خراسان در عصر اشکانیان و ساسانیان یکی از چهار ولایت بزرگ ایران زمین یعنی؛ «اپاختر (شمال)»، «خراسان (شرق)»، «نیمروز (جنوب)» و «خاوران (مغرب)» به شمار می رفت. در طول تاریخ استان خراسان هموار عرصه دایمی ظهور و سقوط قدرت ها و حکومت هایی چون حکومتهای ترک، تازی، تاتار، قجر، قبچان، مغول، ترکمن و افغان بوده است. پس از جنگ هرات در سال ۱۲۴۹هـ. ش، خراسان به دو قسمت تجزیه شد و قسمت غرب رودخانه هریررود جزو ایران و شرق رودخانه ضمیمیه افغانستان شد.
این سرزمین چون در شرقی ترین ناحیه ی ایران واقع شده بود و خورشید زودتر از سایر نقاط در آن طلوع می کرد «خورآسان» گفته می شد و «خور» به معنای «خورشید» و «آسان» به معنی ظاهر شدن بود. واژه رضوی در نام این استان، به قرار گرفتن مقبره امام علی بن موسی الرضا (ع) در مرکز این شهر، اشاره مي كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 23:11  توسط آتیه علیپور فائزه غلامی بهار  | 

استان خراسان رضوی قسمت کوچکی از خراسان تاریخی است. سرزمینی که در گذشته بخش گسترده ای را دربر می گرفت و قلمرویی یکپارچه داشت. اما امروزه خراسان بزرگ به سه استان شمالی، رضوی و جنوبی تقسیم شده است. 
باستان شناسان معتقدند، پیشینه استان خراسان به حدود ۸۰۰ هزار سال قبل می رسد یعنی به زمان پیش از ورود آریایی ها به  فلات ایران. به اعتقاد آنان ساکنین اولیه این منطقه را اقوامی از آسیایی ها تشکیل می داد. این اقوام بومی آسیایی با وجود مقاومت های فراوان در برابر «پارتیان» که شاخه ای از آریایی های مهاجر بودند نتوانستند در مقابل قدرت منسجم آنان پایداری كنند و در نهايت شکست خوردند. 
بعد از مهاجرت آریایی ها به سرزمین ایران، «پارتیان» در شمال و «ساگارتی ها» در جنوب خراسان سکنی گزیدند. این سرزمین در قرن ششم پیش از میلاد تحت تصرف هخامنشیان قرار گرفت اما پس از حمله اسکندر مقدونی به ایران و سقوط امپراتوری هخامنشیان، دولت سلوکی وابسته به حکومت یونانیان در ایران زمین و خراسان بر روی کار آمد. اما طولی نکشید که قبایل پارتی با یکدیگر متحد شده و بر علیه سلوکیان قیام کردند. با انقراض سلسله ی سلوکیان در ایران و پیروزی پارتیان سلسه اشکانیان بوجود آمد. سرزمین خراسان در عصر اشکانیان و ساسانیان یکی از چهار ولایت بزرگ ایران زمین یعنی؛ «اپاختر (شمال)»، «خراسان (شرق)»، «نیمروز (جنوب)» و «خاوران (مغرب)» به شمار می رفت. در طول تاریخ استان خراسان هموار عرصه دایمی ظهور و سقوط قدرت ها و حکومت هایی چون حکومتهای ترک، تازی، تاتار، قجر، قبچان، مغول، ترکمن و افغان بوده است. پس از جنگ هرات در سال ۱۲۴۹هـ. ش، خراسان به دو قسمت تجزیه شد و قسمت غرب رودخانه هریررود جزو ایران و شرق رودخانه ضمیمیه افغانستان شد.
این سرزمین چون در شرقی ترین ناحیه ی ایران واقع شده بود و خورشید زودتر از سایر نقاط در آن طلوع می کرد «خورآسان» گفته می شد و «خور» به معنای «خورشید» و «آسان» به معنی ظاهر شدن بود. واژه رضوی در نام این استان، به قرار گرفتن مقبره امام علی بن موسی الرضا (ع) در مرکز این شهر، اشاره مي كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 23:11  توسط آتیه علیپور فائزه غلامی بهار  | 

مطالب قدیمی‌تر